با نگاه به کارهای Zewar Fadhil، احساسات فراوان وهمبستگی کامل بین هنر و عکاسی را به خوبی در می یابیم. در این مطلب مصاحبه […]" />

صدای بی صدایی در هنر و عکاسی

۱۸,آبان ۱۳۹۴ بدون دیـدگــاه مصاحبه . معرفی عکاس . معرفی عکاس خارجی . نمایشگاه مجازی

 

با نگاه به کارهای Zewar Fadhil، احساسات فراوان وهمبستگی کامل بین هنر و عکاسی را به خوبی در می یابیم. در این مطلب مصاحبه ای با عکاس هنرمند و توانا از کشور عراق، زوار فدهیل، ترتیب داده شده است. عکاسی که با خلق آثاری قوی از لحاظ هنری به گفتگو و بیان احساسات می پردازد. او به آرامی از صدای درونش صحبت می کند، از منابع الهام بخشش، از تصوراتش و از همه بیشتر در مورد فاکتورهای احساسی عمیقش، که بر آثارش مسلط است. با شروع مصاحبه به دنیایی آرام، ماورای ادراک و احساس فعلی در این جهان می رویم.

(ترجمه و نشر از کلوپ عکس ایران)

چگونه عکاسی را به عنوان رسانه ای برای بیان خودت انتخاب کردی؟

در واقع این فقط منحصر به عکاسی نمی شود، ارتباط من با هنر زمانی شروع شد که بسیار جوان بودم. مادربزرگم یک کتابخانه از کتاب های فلسفی و مجله هایی با موضوعات هنر، جهان و سفر داشت. برای سال ها، هر روز را بعد از مدرسه در کتابخانه می گذراندم. خودم را در دنیای نظرات و مکان های مختلف رها می کردم و پله پله عاشق هنر می شدم. به تدریج متوجه شدم که من هم می توانم نظراتم، داستان هایم و پیام هایم را از طریق یک صدای هنری بیان کنم. به آن لحظه ای فکر می کنم که بالاخره هنر در روحم جای گرفت، زمانی بود که یک تصویر کوچک از الکساندر پوشکین طراحی کردم.

زوار چگونه آدمی است، آیا دقیقا آنچه را که درونت منعکس می کند، عکاسی می کنی؟

فکر می کنم که نیازی نباشد که تلاش کنم تا ببینم کی هستم، کار من بازتابی از گذشته من است و وضعیت فعلی ذهنم. کار من نشان دهنده من و جایی که در آن گم شده ام است.

آثار تو هنری و شاعرانه است، جز به جز یک حس را توضیح می دهد، چه چیزی در ذهنت می گذرد و چگونه به اینجا رسیدی؟

هرگاه که ایده یا احساسی با یک اثر منتقل می شود، واقعا متد خاصی برای انجام آن وجود ندارد. در واقع با یک یادآوری از یک موضوع دردناک شروع می شود، و یا تنها آثار باقیمانده از یک شکست روحی است که خود را نشان می دهد. من واقعا به آن درد نیاز دارم تا بتوانم اثری عمیق خلق کنم. در حقیقت الهام بخشی پایه ای می تواند از طریق منابع بسیاری اتفاق بیفتد، یک شعر که می خوانم، یک ترانه، یک فیلم. من هرچیزی را تجسم می کنم، در ذهنم آن را طراحی و همانجا هم تکمیلش می کنم، و همیشه همراه من است تا زمانی که بتوانم آن ایده را اجرایی کنم.

حالتی عجیب و سکوتی غم افزار بر عکس هایت حاکم است، میشه کمی در موردش توضیح بدی؟

کار من معنایی بسیار عمیق را در خود نهفته دارد. یک حالت احساسی شدید و تاثیر روانی وجود دارد که این حالت سکون و غم افزایی به انتقال آن کمک می کند. اگر هیچگونه حالت و احساسی در عکس هایم نبود، از انتقال پیام اصلی ناتوان بودم.

با نگاه به عکس هایت، به سفری کوتاه در دنیای عرفان و اندیشه می رویم، می توانی آن را توضیح بدهی؟

من انسان گوشه گیری هستم، همیشه در حال رویاپردازی و فعالیت ذهنی و تفکر راجب چیزی و یا شخصی، همیشه در حال تصویر سازی هستم. من دوست دارم که فکر کنم که یک عکاس قصه گو هستم. قصه هایی از تجارب تلخم، که منجر به درک دنیای حساس و ظریف نهفته در داستانم می شود.

چه چیزی تو را به سمت توسعه چنین سبکی هدایت کرد. چگونه کشفش کردی و به آنچه که امروز هستی رسیدی؟

واقعا کار من دارای ویژگی آنچنان منحصر به فردی نیست. تنها چیزی که باعث متفاوت شدن کار من می شود، تفاوت دیدگاه من است. کار من از یک دنیای باصداقت، آسیب پذیر و مجروح سرچشمه می گیرد.

به نظر تو چه زمانی یک عکس جایگاه واقعی هنر را نشان می دهد؟

دو سبک وجود دارند که برای من بسیار ارزشمند هستند. سبک مفهومی و سبک پوچ گرا، در سبک مفهومی یک تعادل قوی بین ایده اولیه و اجرای آن وجود دارد. در سبک پوچ گرا، یک نیروی ظریف و آسیب پذیر وجود دارد که دارای یک قدرت پنهان است.

آیا فیلم هم می گیری؟ چون یک درام جذاب سیاه و سفید در عکسهایت نهفته است.

من با تعدادی دوربین آنالوگ قدیمی روسی تمرین می کنم و از حلقه فیلم های B&W استفاده می کنم. در آینده قصد راه اندازی یک تاریکخانه حرفه ای را برای توسعه و چاپ عکاسی هنری پوچ گرا هستم. من عکاسی سیاه و سفید را تنها برای اضافه کردن ابعاد و احساسات بیشتری به حرفه عکاسی انتخاب کردم.

منبع الهام بخشت چیست؟

فلسفه اگزیستانسیالیسم. فیلسوف های بزرگی مثل Martin Heidegger و Friedrich Nietzsche. نویسنده بزرگ یونانی Sophocles. همچنین تجربه های دردناک شخصی ام، چیزی مثل مالیخولیا، تنهایی و یک حس یاس.

توصیه ای برای عکاسان مشتاق داری؟

توصیه ای خاص ندارم، اما شما باید مثل یک شاهد عینی در دنیا عمل کنید، هرروز بیرون بروید و عکس بگیرید. شاید وقتی به خانه باز می گردید فکر کنید که همه عکس هایتان افتضاح است، اما نباید ناامید بشوید، چون این بخشی از یادگیری است. هر پله ای که جلو می روید به شما در تشخیص اینکه چه سبکی و انتقال چه پیامی را دوست دارید، کمک خواهد کرد. سرانجام خود را در وسط راه آن چیزی که می خواهید باشید پیدا خواهید کرد. به علاوه فعالیت بسیاری در زمینه تمرین عکاسی و ادیت عکس داشته باشید. شاید به یک عشق عمیق به عکاسی نیاز دارید، اگر این شوق را از دست بدهید، از گرفتن عکس آنچه که قلبتان می بیند، ناتوان خواهید بود.

هرکسی که ازهنر در جوانی غفلت کند، گذشته را از دست داده و در آینده مرده است.Sophocles

منبع: ۱۲۱clicks



, , , , , , , , , , , , ,

دیدگاه های شما

بدون دیـدگــاه